الشيخ السبحاني

69

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

اسلام ، تمام اين بحث‌هاى بىاساس را درباره اراده و مشيت عيسى عليه السّلام از بين برد ، و در شناسايى مسيح چنين فرمود : مسيح فرزند مريم پيامبرى بيش نبود كه پيش از وى پيامبران آمده بودند و مادر وى زن پاك‌دامن و راست‌گويى بود ؛ در عين حال هر دو غذا مىخوردند و بشر بودند . « 1 » اين آيه ، بسيارى از مباحث بيهودهء رجال كليسا را درباره روح و خون و هويّت عيسى خاتمه داد . چنان كه با تعاليم عالى و زنده كردن ملكات فاضله ، بشر را از ماجراجويى و خون‌ريزى بازداشت . ايران يا مهد تمدن آن روز علّتى كه ايجاب كرد كه ما اوضاع روم را بررسى كنيم ، همان نيز مىطلبد كه اوضاع ايران آن روز را از نظر خوانندگان بگذرانيم ، ولى بايد به اين نكته توجه نمود : اگر ما نقاط ضعف كشور نياكان خود را بيان كرديم ، نظرى جز تحليل حقايق و پى بردن به ارزش تعاليم عالى اسلام نداريم . غرور ملى و علاقه به آب و خاك ، نبايد مانع از واقع‌بينى گردد . ما در عين اينكه كشور خود را دوست داريم ، ولى از گفتن حقايق و تشريح عقايد خرافى و بيان نظام فاسدى كه در ايران معاصر با ظهور اسلام حكومت مىكرد پروايى نداريم و در اينجا همان جمله را بازگو مىكنيم كه « ارسطو » درباره مخالفت خود با استاد خود « افلاطون » گفت : افلاطون را دوست دارم ، ولى حقيقت را بيش از او دوست دارم . نقطه ضعف حكومت ايرانيان آن روز همان حكومت استبدادى و حكومت فردى آن بوده است . به طور مسلم عقل و تدبير يك نفر ، با تدبير گروهى يكسان نيست . سازش كارى و اعمال زور در حكومت‌هاى دسته جمعى كمتر است . از اين جهت عظمت و سيادت يا ضعف و زبونى ايرانيان ، با ضعف و يا توانايى دستگاه حاكمهء

--> ( 1 ) . مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ « مائده ( 5 ) آيه 75 » .